خیانت علمی به آینده سازان ...

خیانت علمی به آینده سازان ...

لطفا به این سوال علمی پاسخ دهید ؟؟؟

نوشته : علی سلیمانی 

آن کس که بداند و بداند که بداند      ***      اسب شرف از  گنبد گردون بجهاند

آن کس که بداند و نداند که بداند      ***      بیدار کنیدش که بسی  خفته نماند

آن کس که نداند و بداند که نداند       ***      لنگان خرک خویش به منزل برساند

آن کس که نداند و نداند که نداند       ***       در   جهل   مرکب   ابدالدهر  بماند

 

به راستی که چه خوش ابن یمین این شعر را سروده است ...

به نظر شما زندگی ما در کدام بیت شعر بالا نهفته هست ؟؟؟

شاید همه ی ما ادعای بیت اول را کنیم ... اما بیاییم کمی بیاندیشیم ... آری ... خودم را میگویم اطمینان دارم که بیت اول در مورد من صدق نمیکند... شما را نمیدانم ...

امروز خیلی دلم گرفته است. از رادیو ، تلویزیون ، مسولین آموزشی ، دوستانم ، دانش آموزانم و...

نمیدانم دم خروس را باور کنم یا قسم حضرت عباس (ع) را ...

حل تست در 10 ثانیه را یا برنامه ریزی های آنچنانی کنکور را

رسانه ملی را که روشن میکنی فقط و فقط تبلیغات است و بس ... شبکه آموزش ( 7 ) را تماشا میکنی اما می آموزی که باید برای زندگی کردن 7 خط باشی ،عین اسمش ... دقیقا آموزش کلاهبرداری را نشان میدهند ... موسسات مختلف با هزینه های هنگفت رسانه ملی ما را میخرند و محصولات کم کیفیت اما گران قیمت خود را به مردم و بخصوص به قشر پاک جامعه ما یعنی دانش آموزان قالب میکنند...

رادیو را که روشن میکنی بجای صدای آشنای دوستی و محبت صدای خیانت را میشنوی ...

خیانت به آینده سازان این مرز و بوم  ...

از مجلات و روزنامه ها بگذارید چیزی نگویم که خود جامع الحکایاتی دارد ...

سایتها را دیگر نگو ... همه شده اند مشاور ، طراح سوالات احتمالی آزمون سراسری ، دبیر ، کارگردان و تهیه کننده فیلم های آموزشی ، تا دیروز دین و زندگی و زیست را تالیف میکردند و امروز برنامه ریز شده اند .

جالب آن است که جزوات هم را ، به غارت میبرند و سر برگ آن عوض میشود که ... بله ما شده ایم رستم کنکور ایران و شاخ غول یک چشم کنکور را مشکنیم.

تا دیروزمشاوره و  برنامه ریزی رایگان در سایتشان می گذاشتند و امروزکه دانش آموزان را جذب کردند فروشگاه راه می اندازند.

به بهانه پیامک و ارسال نکات وهزار ترفند دیگر شماره تلفن همراه و ایمیل دانش آموزان را میگیرند و بعد به دوستان خود میفروشند تا با یک تیر دو نشان ...نه ... صد نشان بزنند، در سایتشان هم چند مطلب میگذارند که حواستان به گرگ ها باشد ... غافل از آنکه خود گرگ در لباس میش اند.

دلم برای زحمتکش های  شهرداری می سوزد که باید هر روز با جاروی دسته چوبی خود حماقت های احمقانه ی ما را از در و دیوار و جدول ها جمع کنند ... ( و چه زحمتی میخواهد )...

از کتابفروشی ها و نرم افزار و ویدیو کلوپ ها دیگر نمیگویم ....

به راستی ...

به راستی به کجا رهسپاریم ؟؟؟

به نا کجا آباد ؟ یا به سوی قله های موفقیت ایران ؟

به یک شبه ره صد ساله می رویم ؟ یا فقط به فرزندان خود خیانت میکنیم ؟

آری میدانم که بیت اول شعر مربوط به من نیست ...من نمیدانم که نمیدانم ...

ولی میدانم که شما هم میدانید ... اما نمیدانید .... شاید هم بدانید اما فریب خاله خرس ها را میخورید ...

شاید نمیدانید که روزانه حلقوم شیادهای آموزشی را گشاد تر میکنید... شاید میدانید که چه سرمایه هایی از ما به اشتباه خرج می شود ... شاید نمیدانید مشکل کار از کجاست ... شاید بدانیم مقصر این همه خیانت علمی کیست ؟

اما ...

آنچه البته به جایی نرسد فریاد است ...

 

پس بنشینیم و خوب فکر کنیم که کدام بیت مربوط به ماست ؟؟؟

و من الله توفیق 

علی سلیمانی ( مشاورش را نگویم بهتر است )

پاسخ دهید

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...