حرف اول سلام و خدا قوت!

حرف اول سلام و خدا قوت!

 

 

 

داوطلبان گرامی کنکور به یاد داشته باشید که معمولاً کلمات با خود بار معنایی دارند. وقتی لفظی به زبان می‌آید و به گوش شنیده می‌شود، بلافاصله در ذهن تحرکاتی صورت می‌گیرد؛ برای نمونه وقتی می‌گوییم «جنگ» خود کلمه به تنهایی بار معنایی دارد و ذهن را به سمت درگیری و مخاصمه و تخاصم و ... می‌کشاند؛ اما وقتی می‌گوییم «مادر» این کلمه بار معنایی که ایجاد می‌کند توام با محبت، مهربانی و مهرورزی و گذشت و فداکاری و ... است، و همین گونه است کلمه «امتحان» و «آزمون».
به مجرد آنکه نام آزمون یا امتحان می‌‌آید، اکثریت قریب به اتفاق افراد، بویژه داوطلبان گرامی کنکور، به تلاطم می‌افتند، ضربان قلبشان شدت می‌گیرد و خون با سرعت بیشتری در رگ‌های سطحی بدنشان به گردش می‌افتد، صورتشان گلگون می‌شود و با ترشح آدرنالین، عرق از جانشان بیرون می‌زند، و برخی آن‌قدر حساس و پراسترس هستند که تا کف دست‌هایشان هم عرق می‌کند؛ حالا چرا؟!
هم به خاطر پیشینه تاریخی (در فرهنگ و ادب ما امتحان همواره مرحله‌ای سخت و پرمشقت بوده است) و هم به خاطر شرایط موجود حاکم بر غالب خانواده‌ها که بر رقابت‌های معمول پیشرفت تحصیلی دامن می‌زنند و آن قدر تاکید می‌کنند که خود کلمه آزمون، استرس‌زا و نگران کننده می‌شود.
اما داوطلبان گرامی کنکور بدانند که این نوع حساسیت نگران کننده است و تمرکز آنها را بر هم می‌ریزد. حالا ممکن است این سؤال پیش بیاید که خوب وظیفه ما چیست. وقتی این گونه کلمات با آن همه بار معنایی مطرح می‌شود، ما باید چه کار کنیم و چه وظیفه‌ای داریم؟ عکس‌العمل ما چگونه باید باشد؟
پاسخ این است که اولاً سعی کنیم نسبت به این گونه کلمات بی‌توجه بوده و حساسیت خاصی نداشته باشیم. آزمون سراسری هم مثل هر جلسه امتحانی دیگر است؛ مثل تمام جلسات امتحانی که تا به حال داشته‌ایم. مگر امتحان کلاسی و نهایی مدرسه‌ای را بارها و بارها نداشته‌ایم، مگر از آنها به سلامت عبور نکرده‌ایم؟ آزمون سراسری هم آزمون دیگری است مثل همه آزمون‌ها و امتحانات دیگر؛ ثانیاً اگر برایمان مقدور بود، نه تنها بی‌تفاوت باشیم، بلکه باید سعی کنیم که نسبت به آزمون سراسری نگاهی مثبت داشته باشیم و این آزمون را فرصتی مغتنم بشماریم برای محک زدن جلای وجودمان و با خودمان کنار بیاییم و به خود بقبولانیم که آزمون سراسری دروازه‌ای است برای ورود به باغ دانایی و امیدوار باشیم که ان‌شاءا... به فضل الهی از این مرحله ورودی نیز به سلامت عبور خواهیم کرد.
حرف دوم
آقای لوریس چکناواریان که از اساتید مسلم موسیقی و از اقلیت‌های مذهبی است، در جایی حرف جالبی زده است. او می‌گوید: آدمی هر چه از عمرش می‌گذرد و پخته‌تر می‌شود، سعی می‌کند که بی‌تکلف‌تر و ساده‌تر باشد و همه حاشیه‌ها و جوانب را کنار بزند. وی منظورش را این‌گونه بیان می‌کند که حتی اگر در سال‌های گذشته بدش نمی‌آمده دیگران او را استاد و دکتر و ... صدا کنند، اما اکنون ترجیح می‌دهد که دیگران اورا بسیار ساده و صمیمی یعنی همان «لوریس» صدا کنند و این نوع برخورد و رفتار بیشتر به دلش می‌نشیند؛ چرا؟ چون آدمی که به سمت کمال که حرکت می‌کند تمایل پیدا می‌کند تا القاب و صفات دست و پاگیر را کنار بگذارد و همه فکر و ذکرش متوجه مقصود شود.
وی داستانک جالبی هم می‌آورد و می‌گوید: روزی ملانصرالدین متوجه شد که هندوانه در جنوب شهر کیلویی صد تومان است، در حالی که در شمال شهر کیلویی سیصد تومان؛ به طمع می‌افتد که بار هندوانه‌ای بزند به تجریش ببرد. بعد از اینکه تا آنجا که می‌توانسته بار هندوانه روی الاغش می‌زند و راه می‌افتد، اما هر چه به طرف بالا و بالاتر می‌رود، کار سخت‌تر می‌شود و خودش خسته و الاغش خسته‌تر می‌شود؛ تا جایی که می‌بیند یا باید قید الاغ را بزند یا قید هندوانه را. ناچار یکی یکی از بارش کم می‌کند و هدفش را رسیدن به مقصد قرار می‌دهد. وقتی که به تجریش می‌رسد می‌بیند که به شمال شهر رسیده، اما یک هندوانه هم برایش باقی نمانده است!
آری عزیزان داوطلب کنکور! حرف دوم ما این است که اگر مراد و مقصود شما رسیدن به جلسه آزمون سراسری است و امتحان و آزمون موفقیت‌آمیز، باید تمام حاشیه‌ها و جوانب را از خود دور کنید و فقط به مقصد فکر کنید مثل جناب چکناواریان، حتی القاب و ضمایم هم برایتان مهم نباشد. ساده و بی‌تکلف به کارتان بپردازید و فقط به حضور در کنکور و موفقیت در آن فکر کنید. کمتر به مناسبت‌های اطراف خود دل مشغول شوید. اگر چنین کنید، حتماً مثل ملانصرالدین به مقصد و مقصود نمی‌رسید. بارهای اضافی را خالی کنید و تمام حجم فکر خود را معطوف کنکور و شرکت در آن قرار دهید. این روزها بویژه این اواخر ممکن است که هزار و یک اتفاق ریز و درشت و تلخ و شیرین برای شما اتفاق بیفتد، تا آنجا که مقدور است کنار بکشید و کار ناتمام خود را به اتمام برسانید. کم نبوده‌اند تیم‌های ورزشی که در دقیقه نود، در حالی که تنها یک یا دو دقیقه به پایان بازی مانده، تمرکز لازم را از دست داده و شکست را با پیروزی معاوضه کرده‌اند. شما این گونه نباشید. تا آنجا که می‌توانید، در این چند هفته پایانی حاشیه‌ها را از خود دور کنید و فقط به هدفتان فکر کنید.
حرف آخر
و اما حرف آخر، یادش به خیر در کارتون زیبای «گالیور» در بین آن آدم‌ کوچولوها یکی بود که خیلی بامزه‌تر از بقیه بود و دایم آیه یاس می‌خواند و به مجرد آنکه اتفاقی می‌افتاد، تکیه کلام او این بود که «می‌دونستم که موفق نمی‌شیم»، «ما بدبخت می‌شیم»، «می‌دونستم ما نمی‌تونیم این کارو بکنیم»؛ حالا شده حکایت برخی از دوستان و داوطلبان گرامی که حتی سر جلسه امتحان هم دست از این منفی‌بافی‌ها برنمی‌دارند و دایماً شکست‌خورده قبل از جنگ هستند. هر موقع از آنها می‌پرسی که چه خبر، شکوه و گلایه می‌کنند که کارشان به جایی نمی‌رسد و زحماتشان به هدر خواهد رفت و قبول نمی‌شوند. یکی نیست که به آنها بگوید: آدم حسابی! با این منفی‌بافی‌ها که مشکل کسی حل نمی‌شود. این قدر گره به پیشانی مینداز و مایوس نباش؛ بلکه ابرو گشاده باش و امیدوار. داوطلبانی را می‌شناسم که تا سر جلسه آزمون سراسری اظهار ناامیدی می‌کرده‌اند و تاسف حرف آخرشان بوده است؛ اما خوشبختانه وقتی نتایج اعلام شده است قبول شده و پی کار خویش گرفته‌اند. در تعالیم دینی ما آن قدر بر مثبت‌اندیشی و امیدوار بودن تاکید شده است که هر انسان دوراندیش و عاقلی با کمک آن تعالیم آسمانی هرگز احساس شکست و ناامیدی نمی‌کند؛ حتی زمانی که به ظاهر توفیقی در کار خود نداشته باشد. داوطلبان عزیز کنکور! مثبت‌نگر و همیشه امیدوار باشید تا خداوند عالمیان دست عنایتش را به سوی شما دراز کند و شما را دریابد. به هر حال در این آخرین ماه‌ها و هفته‌های آمادگی برای برگزاری آزمون سراسری،ما تلاش داریم که شما را سرپا، قبراق و سرحال نگه‌ داریم و اجازه ندهیم که این اردوی آمادگی طولانی مدت، جنبه فرسایشی پیدا کرده و روحیه ظریفتان را خسته و مایوس کند؛ بلکه برعکس، به شما یادآور می‌شویم؛ شمایی که پوستش را کنده و به دمش رسانده‌اید، حالا وقت آن است که کار را تمام کنید و حرف آخر را سر جلسه آزمون سراسری بزنید. به همین خاطر بود که این هفته با شما سه کلمه حرف حساب زدیم: حرف نخست اینکه آزمون بزرگ و سراسری «کنکور» را مثل همه آزمون‌هایی که تا به حال داده‌اید فرض کنید، حرف دوم اینکه از حاشیه‌ها و جوانب بپرهیزید و همه فکر و ذکر خود را متمرکز امر کنکور نمایید، و حرف آخر اینکه همیشه و همواره امیدوار و برقرار باشید که ناامیدی به کفر نزدیک است و امید به موفقیت، انجام نیمی از کارهاست.

موفق باشید

پاسخ دهید

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...