آینده از راه می‌رسد؛ مراقب باش!

آینده از راه می‌رسد؛ مراقب باش!

 

یک بار دیگر به خوانندگان همیشگی و پروپا قرص ستون «همشاگردی سلام!» سلام می‌کنم. امیدوارم خوب و خوش و خرم باشید و در این واپسین روزهای سال همان‌گونه که سایرین به خانه‌تکانی می‌پردازند شما هم به خانه تکانی دل بپردازید و فرصت بازنگری و دوباره‌اندیشی را برای خود باقی گذاشته باشید. خوانندگان گرامی ستون «همشاگردی سلام!» امروز قصد داریم که حرف آخر را همین اول بزنیم و خیال خودمان و شما را راحت کنیم.

همیشه نم‌نمک مطلبی را طراحی می‌کردیم و بعد از دادن شاخ و برگ فراوان مقصود را در چند جمله آخر به سمع و نظر شما می‌رساندیم؛ اما این دفعه می‌خواهیم در همین مقدمه و آغاز کلام قبل از آنکه وارد متن شویم و کلاممان جان بگیرد به داوطلب گرامی کنکور بگوییم: «تلاش کن آنچه را که واقعاً دوست داری و به آن عشق می‌ورزی به چنگ آوری؛ والّا مجبوری آنچه را که نصیبت شده است دوست داشته باشی.» ممکن است جمله بالا در ابتدای نگاه و نظر، خیلی‌ خاص و ناب نباشد؛ اما هست. کم نیستند عزیزان و جوانانی که در حین تحصیل یا تلاش کافی نداشته یا اطلاع و درایت کافی در انتخاب و تعیین رشته به خرج نداده‌اند و اکنون دچار دلسردی و یاس و نگرانی شده و از زندگی شغلی لذت نمی‌برند که بماند، دچار سردرگمی و دل مردگی هم شده‌اند. می‌پرسید چرا؟ واضح است؛ برای اینکه با شناخت کافی قدم به انتخاب شغل و آینده تحصیلی نگذاشته و همین‌طوری و دور از جان باری به هر جهت رشته تحصیلی و آتیه خود را رقم زده‌اند. همین دو سه هفته قبل بود که عزیز بزرگواری با تحریریه ما تماس گرفت و نگران و مستاصل که من رشته تحصیلی را که انتخاب کرده‌ام دوست ندارم. سؤال شد که رشته شما اکنون چیست، گفتند: علوم آزمایشگاهی خوانده‌ام و اکنون در آزمایشگاه تشخیص طبی مشغول به کار هستم؛ اما حالا متوجه شده‌ام که این رشته، رشته مورد علاقه من نیست و با طبیعت من سازگاری ندارد. گفتم: عجبا رشته علوم آزمایشگاهی که اتفاقاً طالب فراوان دارد و خیلی‌ها خواهان آن هستند، مورد نظر شما نیست؛ اصلاً با چه طرح ذهنی این رشته را انتخاب کرده‌اید که حالا پشیمان هستید؟ وی با تاسف می‌گوید: از آنجایی که آزمایشگاه شیک و کاملی در دبیرستان داشتیم و متصدی خوش برخورد و زبردستی آنجا کار می‌کرد و من و بچه‌ها از توانایی او خوشمان می‌آمد و  به حال او غبطه می‌خوردیم، وقتی دیپلم علوم تجربی گرفتم گفتم علوم آزمایشگاهی را انتخاب کنم تا مثل ایشان برای بچه‌های دبیرستانی مفید باشم و از کار در محیط آزمایشگاه لذت ببرم؛ اما وقتی رشته علوم آزمایشگاهی را انتخاب کردم و در آن ادامه تحصیل دادم کم کم دستگیرم شد که چه خطایی کرده‌ام و فهیمدم که هر گردی گردو نیست. الان هم که دیگر دیر شده و کار از کار گذشته و هر روز با دلسردی و ناامیدی بیشتر وارد محیط کارم می‌شوم.

ملاحظه فرمودید، به قول مولانا حکایت شیر و شیر است؛ اما: این یکی شیری است اندربادیه  / و آن دگر شیری است اندر بادیه. داوطلب گرامی کنکور علوم آزمایشگاهی را با آزمایشگاه مدرسه یکی گرفته و خود را گرفتار کرده است؛ آن چنان که از شغل فعلی خود بیزار شده و به ما زنگ می‌زند و از شغل خود شکایت می‌کند.
می‌دانید چرا؟ چون در انتخاب شغل و آینده تحصیلی خود دقت و وسواس کافی به خرج نداده است. باورتان نمی‌شود، نمونه دوم را عرض می‌کنم: یک دوست صمیمی دارم که کاردانی ریاضی خوانده و حالا که کار را به اتمام رسانیده شکوِه از آن دارد که کاردانی ریاضی نه رشته مناسبی است و نه سطح تحصیلات قابل اعتنایی است و می‌خواهد برگردد و دوباره از ابتدا برای دبیری (کارشناسی) یک رشته دیگر وقت بگذارد. می‌گویم: چرا؟ می‌گوید: موقعی که دیپلم گرفتم دفترچه کنکور را که گرفتم از کلمه کاردانی خوشم آمد و بدون دقت به سایر شرایط، فی‌الفور آن را انتخاب کردم و حالا پشیمانم؛ در حالی که همان موقع می‌توانستم رشته کارشناسی خوبی را انتخاب کنم و درآن ادامه تحصیل بدهم و حالا خودم را این طور دچار تردید و دودلی نکنم.
ملاحظه فرمودید که این بزرگوار هم مانند داوطلب گرامی قبلی، بدون شناخت و صرفاً از روی احساس و به تعجیل، آینده تحصیلی خود را رقم زده و اکنون دچار گرفتاری عدم انگیزش شده است و به قول سربازان وظیفه قصد آن دارد که «حرکت از نو» داشته و کار را از اول شروع کند.
برای آوردن حجت بیشتر اجازه می‌خواهم مورد سوم را عرض کنم. جوان عزیز باهوشی که در هنرستان فنی درس خوانده و دیپلم گرفته و سرانجام از رشته الکترونیک سر در آورده است، به مشاوره و چاره‌اندیشی آمده بود که ببیند چه کند. علت را که جویا می‌شوم می‌بینم سال اول دبیرستان را که در دبیرستان نمونه تمام می‌کند صرفاً از روی هوا و هوس یا سلیقه یا هر چیز دیگر از بین کلمات ریاضی فیزیک، علوم تجربی، علوم انسانی، الکترونیک، مکانیک و .... او از الکترونیک خوشش می‌آید و با شنیدن کلمه الکترونیک صفحه زیبای تلویزیون LCD و امثالهم در نظرش جان می‌گیرد و همین‌طوری تصمیم می‌گیرد که دبیرستان نمونه دولتی را رها کند و به سراغ رشته الکترونیک در هنرستان بیاید. بعد از دیپلم هم در یکی از آموزشکده‌های فنی و حرفه‌ای دولتی فوق‌دیپلم الکترونیک می‌گیرد و حالا از شنیدن کلمه الکترونیک حالش به هم می‌خورد و آمده نشسته زبان می‌خواند و با انگیزه می‌گوید روزی کارشناسی‌ارشد مترجمی زبان می‌گیرد؛ اما این مورد و مواردی نظیر آن، از آن دست نمونه‌هایی است که با یادآوری آنها می‌توان گفت آب رفته به جوی باز نمی‌گردد و عمر هدر شده قابل بازگشت نیست، و اینها آخرین اتفاق از این دست هم نخواهد بود. امسال هم دوباره برخی از داوطلبان گرامی یا تعجیل می‌کنند و یا به اندازه کافی تحقیق و تفحص نمی‌کنند و خود را نادانسته به وادی‌ای هدایت می‌کنند که فی‌الواقع به آن اعتقادی ندارند و برای خود در آن آینده‌ای را متصور نیستند.
شاید حالا وقتش باشد که یک بار دیگر جمله ابتدای گفتار این هفته را تکرار کنیم که: «تلاش کن آنچه را که واقعاً دوست داری و به آن عشق می‌ورزی به چنگ آوری؛ والّا مجبوری آنچه را که نصیبت شده است دوست داشته باشی.» شاید شما داوطلب گرامی کنکور این سؤال را مطرح کنید که برای رسیدن به این شناخت باید چه کنیم و چگونه آینده شغلی خود را انتخاب کنیم که کمتر دچار یاس و نگرانی شویم.
به نظر نگارنده، یکی از در دسترس‌ترین و قابل اعتماد‌ترین راه‌ها این است که از بستگان و آشنایان و همسایگان که تحصیلان عالیه دارند و در رشته‌های دانشگاهی عملاً تحصیل کرده و مشغول به کار هستند پرس و جو کنیم. شاید برای ما که می‌خواهیم مثلاً در رشته پزشکی ادامه تحصیل دهیم بهترین راهنما یک پزشک عمومی باشد که این مسیر را رفته است، و اگر آشنا هم باشد که چه بهتر . مشاوران محترم مراکز آموزشی هم منابع خوبی برای آشنایی بیشتر و بهتر ما با رشته‌های دانشگاهی هستند و می‌توانند کمک‌های شایانی به ما کنند؛ گذشته از این موارد، امروزه با توسعه فناوری و رشد فضای سایبری ما می‌توانیم اطلاعات مفصلی از هر یک از رشته‌های تحصیلی بگیریم و افزون بر همه آنها کتاب‌هایی است که در این زمینه نوشته شده است؛ بویژه یکی دو جلد کتاب کارشناسی شده که ناشر آن انتشارات سازمان سنجش آموزش کشور است و ما را با رشته‌های دانشگاهی آشنا می‌کند.
سخنان امروز ما برای آن است که اگر ان‌شاءا... حدود چهار ماه بعد امتحان کنکور را با موفقیت پشت سر گذاشتید، آن وقت این طور نباشد که تازه کاسه «چه کنم» به دست بگیرید و علوم آزمایشگاهی یا کاردانی ریاضی و یا الکترونیک را انتخاب کنید که شما را دچار یاس و سردرگمی کند. از همین حالا، ضمن آنکه برای مطالعه و خواندن دروس برنامه‌‌ریزی می‌کنید، نیم نگاهی هم به آینده داشته باشید؛ آینده از آن شماست.

ان‌شاءا...

پاسخ دهید

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...